وجود دارد. ولي درمورد گرايش‌هاي كلي ديني او ترديدي نيست‌. تعيين تاريخ اين آثار هم دشوار است‌. ولي به‌نظر مي‌رسد اغلبشان به اواخر سده‌ٴ سيزدهم مربوط مي‌شود.
3. فلسفه‌
. اكهارت عارف و شاعر بود، از اين رو نمي‌توان افكار او را به همان دقت يك معلم‌ عادي بيان كرد. او مدعي شد كه ذات و هستي در خدا، و تنها در خدا، عين يكديگرند. به‌علاوه‌، هستي ذاتي خداوند تنها وجود است‌. در بيرون از خداوند هيچ چيز وجود واقعي ندارد. در نظر خداوند نه گذشته‌اي هست و نه آينده‌اي‌، هر چه هست حال ابدي است‌؛ از اين‌رو خلقت ابدي‌ است ـ عالم قديم است‌. او خدا را به كره‌اي بي‌پايان تشبيه مي‌كند كه همه جا مركز آن است و جايي سطحش نيست‌. روان‌شناسي و اخلاق او هم به همان اندازه عرفاني است‌.
پيداست كه چنين افكاري بوي وحدت وجود مي‌داد، اكهارت درست‌ديني‌اش را موٴكداً اظهار كرد، ولي نيتش هر چه بود، سخنان بلندپروازانه‌اش به‌خوبي مي‌توانست از اصول مسيحيت‌ فراتر رود. اين امر به صورت جالبي در مقايسه‌ٴ افكار او با افكار فلوطين‌، با بودائيت ماهايانا و بيش از همه با فلسفه‌ٴ ودانتايي سانكارا (نهم ـ 1) نشان داده شده است‌. اكهارت از طرق مختلف‌ مي‌توانست اطلاعاتي درباب انديشه‌هاي فلوطين به‌دست آورد، ولي امكان دست‌رسي‌اش به‌ آثار بودايي يا اوپانيشادها را مشكل بتوان تصور كرد. بسياري شباهت‌هاي حيرت‌انگيز ميان عقايد او و هندويان را تنها مي‌توان ناشي از مشابهت ذاتي گرايش‌هاي عرفاني در سراسر جهان‌ دانست‌.1
تأثير اكهارت بر فلسفه‌ٴ غرب‌، به‌ويژه فلسفه‌ٴ آلمان‌، كاملاً شايان توجه است‌. حتي به‌طور غيرمستقيم بر فلسفه‌ٴ علوم نيز تأثير داشت (((فلسفه طبيعي‌))، و غيره‌).

تاولر

يوهان تاولر. عارف آلماني‌، مريد اكهارت‌. درحدود 1300 در استراسبورگ زاده شد. به سلك‌ فرانسيسيان درآمد و در مدرسه‌ٴ دومينيكي استراسبورگ و هم‌چنين احتمالاً در مدرسه‌ٴ كلن‌ تحصيل كرد. در سال 1339 يا پيش از آن در بال اقامت گزيد، كه در آن زمان مركز گروهي از عرفا به‌نام ((دوستان خدا)) بود. از بال در جهات مختلف به سفر پرداخت و در بسياري صومعه‌ها و ديرهاي راهبه‌ها موعظه كرد. در زماني نامعلوم به استراسبورگ بازگشت و در 15 ژوئن 1361 در آنجا وفات يافت‌. هنوز گورش در صومعه‌ٴ دومينيكي باقي است و تاريخ 16 ژوئن (به‌جاي 15 ژوئن‌) سال 1361 را دارد.
تاولر از بزرگ‌ترين واعظان آلمان در سده‌ٴ چهاردهم بود. معلوماتش از اكهارت فروتر بود و خلاقيت شعري نداشت‌. او عرفان اكهارت را دنبال‌، و آن را در ميان مردم ترويج كرد.


1 .در مورد تعميم آن به عرفان اسلامي نك (Asin(1931 .